دل بخواهی که نیست
سینا : مامان من فکر می کنم دلم بستنی می خواد
مادر: ولی مامان جون ببین خواهرت ساکت نشسته و چیزی نمی خواد
سینا : خب اون نخواد من الان بستنی می خوام
مادر: مامان جون از خواهرت یادبگیر ببین داره کارتون می بینه هی هم نق نمی زنه که دلش اینو می خواد دلش اونو می خواد .
سینا : خب مامان یعنی دل من ایراد داره که بستنی میخواد ؟
مادر: نه این چه حرفیه پسرم اما کارتون هم چیز خوبیه
سینا :ساناز من چیکار کنم که دلم کارتون بخواد و بستنی نخواد ؟
ساناز : کاری نداره که کافیه بدونی مامان کی دلش بستنی نمی خواد اونوقته که دل تو باید کارتون بخواد
کار سختی نیست من تمرین کردم یاد گرفتم .
سینا : مامان میشه دلتون بستنی بخواد ؟
+
اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٧:۱٤ ب.ظ ; سهشنبه ٧ خرداد ۱۳۸٧
نظرات ()

