لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

شبانه دوم

صبر کردم تا شب شود و شبانه دوم را آغاز کنم .

-دوش در حلقه ما قصه گیسوی توبود -

سلسله مو! .مویت به ناز و رویم به نیاز
چقدر امشب جای جاودانی تو  در دلم تنگ است .
و هر ترانه که سر می دهم به شکوه تو ناهماهنگ است .
از مهتابی تو تا پلنگوارگی ام فرصت
دمادم آوارگی ام بر بلندای آخرین صخره
روبه سوی تنها ترین دره
که چنگ زنم به قرص سپیدت
و  بر فراز بلند ترین سپیدار
درپرواز
بی پر برضخره آیم باز دوش ...
دوش دوش دوش

-دوش که آن مه لقا خوش ادا با صفا

آمد و در برم بنشست برده دین و دلم از دست

سوخت سوخت سوخت

سوخت همه خرمنم کشته عشقت منم یک سره جان و تنم

ای صنم بد مکن-

حلقه گیسوی تو و سلسله موی تو و قامت و ابروی تو و
حال دل سوخته ام
ای صنم
.....
شبانه ام همه خاطرات دوست
شبانه هایتان همه مملو از عطر جان فزای دوست .....

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۸:٠٧ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٧
comment نظرات ()