لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

شبانه اول

از این به بعد هر از گاهی یکبار شب نشینی در این وبلاگ خواهیم داشت :


سری می زنم به ناظم از نوع حمکت


در مجموعه تلگرافی که شبانه رسید میگوید :

حسرت تو را
نبودنت را
بی توبودن را
مثل داغی در قلبم احساس کردم
آن گونه تلخ
که این داغ ، رفته رفته بزرگ شد
رفته رفته عمیق شد
دیگر تاب تحمل نداشتم
طوری که
می توانستم خفه ات کنم
تا ازدستت راحت شوم
آخر ، من خیلی دوستت دارم  .

 

ناظم حکمت و عمق کلمات شرقی اش و البته یادآوری خاطره ها

ماندگار ترین خاطره هامعمولا یاد لحظاتی است که احساس ما درگیرمیشود .

شاید شیرین ترین ها وتلخ ترین ها

همه ما روی در و دیوار شهر دلمان کلی خط نوشته داریم که غبار زمان آن ها را از ما دور ودور و دورتر می سارند .

و من زیباترین خاطره هایم را از شبانه ها دارم و مفهوم شبانه آنقدر صمیمی است که مرا به سالهای دورم پیوند میدهد .

شبانه هایتان را پر کنید از وجود کسانی که اگر نباشند دفتر خاطراتتان بی رونق میشوند .

شبانه ها را دریابیم ...

 

 

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٩:٢٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٧
comment نظرات ()