شبانه اول
از این به بعد هر از گاهی یکبار شب نشینی در این وبلاگ خواهیم داشت :
سری می زنم به ناظم از نوع حمکت
در مجموعه تلگرافی که شبانه رسید میگوید :
حسرت تو را
نبودنت را
بی توبودن را
مثل داغی در قلبم احساس کردم
آن گونه تلخ
که این داغ ، رفته رفته بزرگ شد
رفته رفته عمیق شد
دیگر تاب تحمل نداشتم
طوری که
می توانستم خفه ات کنم
تا ازدستت راحت شوم
آخر ، من خیلی دوستت دارم .
ناظم حکمت و عمق کلمات شرقی اش و البته یادآوری خاطره ها
ماندگار ترین خاطره هامعمولا یاد لحظاتی است که احساس ما درگیرمیشود .
شاید شیرین ترین ها وتلخ ترین ها
همه ما روی در و دیوار شهر دلمان کلی خط نوشته داریم که غبار زمان آن ها را از ما دور ودور و دورتر می سارند .
و من زیباترین خاطره هایم را از شبانه ها دارم و مفهوم شبانه آنقدر صمیمی است که مرا به سالهای دورم پیوند میدهد .
شبانه هایتان را پر کنید از وجود کسانی که اگر نباشند دفتر خاطراتتان بی رونق میشوند .
شبانه ها را دریابیم ...
نظرات ()

