لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

قدر اندوه

 

مری الیزابت کالریج در جایی میگوید :

بعضی ها
روی گورها گریه میکنند
وبعضی دیگر
در اتاق های خالی
من وقتی  زنبق ها میشکفند
گریه میکنم
این را به یاد داشته باش
وقتی که گل ها
غنچه های خود را دوباره میگشایند
لحظه ای شادباش
وسپس اندوه مرا به یاد داشته باش !
 
.........
آیا تا به حال قدر اندوه دیگران را دانسته ام؟
وقتی من از دیدن زیبایی های زندگی لذت می برم و او که دوستم می دارد به هر دلیلی از همان چیز ناراحت است ؟
آیا جرات این را دارم شادیهایم را فدای یک قطره اشک دوست کنم ؟
نه چندباره و چندباره خودخواهی ام نمیگذارد .
هروقت توانستم قدراندوه اورا که دوستش میدارم بدانم شاید بتوانم روجی را که از خداوندگار هستی در وجودم به ودیعه است را بشناسم . روحی که به یمن خدایی با دیدن اندوه بندگان بی پناهش دروازه های رحمت خویش را می گشاید و قدر اندوه آنان را دادخواهی اش قرار میدهد .
خدایا خداییام بخوان ...

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٧
comment نظرات ()