لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

گلهای اطلسی

یادی از ترانه گل های اطلسی

علیرضا افتخاری با شعری زیبا از جسین منزوی

منو این زخم زمستون که زده به من شبیخون
منو باغ آرزوها که گلی نچیدم ازاو
با تو بودن و نبودن مثل سیاه و سفیدن
با تو بودن و نبودن مثل بیم و امیدن
دوست دارم که دستاتو داشته باشم
تا تموم خوبیاتو داشته باشم
دوست دارم تو باشی و من زیر سایت
همه ی صلح و صفاتو داشته باشم
چشم من خواسته بخونه که به سمتت نگرونه
که خیال تو باهاش مثل یه خواب مهربونه
دل من مثل یه قفله به کلید تو سپرده
یعنی که بود و نبودم به امید تو سپرده
کاشکی بهار شی برسی ضامن باغم بشی
مثل گلای اطلسی چشم و چراغم بشی
کاشکی مثل یه چلچراغ خونمو روشن کنی
روح خموده منو غرق شکفتن کنی
دوست دارم که دستاتو داشته باشم
تا تموم خوبیاتو داشته باشم

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۸:٠۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٧
comment نظرات ()