لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

مثل هیچ کس

یک روز آمد و یک روز هم رفت
ماندن بین راهی که باید از آن بگذری
سخت است سخت است سخت

همه دنیا به اندازه مشت دست چپم شده آخر قلبم همان اندازه است .
اگرقلب کسی را آزردی انگار دنیای او را در مشتش قشردی باید مراقب این باشی که مشت تورا کسی فشرده تر نسازد .

گاهی احساس میکنم قشنگ ترین کار دردنیا بازی کردن با دختربچه چهار ساله ای است که موهایش را مثل دو قظار گیلاس از بغل گوش هایش آویزان کرده است . دویدن بی قید در پارک ، زمین خوردن ، خاکی شدن ....

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸٧
comment نظرات ()