لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

آرام مقدس من

 ای قلب

آرام مقدس من
ای ودیعه خدایگان
درسینه بنده زادگان

ای قلب
نه قیراندود نه سیم اندود
زراندود به زیور احساس
پاره ای از خون مرده ای سرد

ای قلب
با دو بطن و دودهلیز
دو دریچه به سوی بندگی
دو پنجره به سمت زندگی
و دو شریان رو به آزادگی

ای قلب
سرشار از کبوترکان مهر
مملو از دخترکان شعر
دودیده روایتی است از خواستنی ها
دوشنیده حکایتی است از داشتنی ها
و یک دهان آیتی است از تو

ای قلب
با من بمان نه رگ مانده خونی  از زندگی
با من بمان
بگذار حتی حشرات را روزی در دل خاک
افتخاری بماندشان  از بلعیدنت
با من بمان
آن سان که پری درخانه حوض پریان
زلال ، شفاف و هم ضمیر باران

 با من بمان

ای قلب

با من بمان

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٧:٤٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٦
comment نظرات ()