هزینه ها و گل رز
گاهی با خودم میگویم چقدر فرصت از دست داده ای ؟ یا هزینه فرصت حرفهایی که نشنیده گرفتی برایت چقدر بوده است ؟
ما همیشه برای چیزهایی که بدست میآوریم هزینه های متفاوتی را می پردازیم گهگاه خودمان از آن غافلیم اما وجود داردو واقعی است .
تحصیل ، شهرت ، مسائل مادی و و و
هزینه فرصت عشق اما هزینه عجیبی است کمتر با محاسبات سرانگشتی بدست می آید کمتر جایی از دفاتر قانونی زندگیمان ثبت می شود واگر هم ثبت شود آنقدر تبصره بر آن قائلیم که ...
بعضی وقتها فکرمیکنم حاضرم برای یک لحظه از لحظاتی که صدای آشنای یکدوست به گوشم میرسد چقدر حاضرم بپردازم ؟ به اندازه نشنیدن هیچ صدای دیگری یا نشنیدن یک ترانه که دوستش دارم ؟
چقدر از زمانم ، روحم برای نوشته هایم خرج میکنم ؟ چه اندازه از قلبم را به کلماتم می سپارم ؟
و تاکجای مسیر را جساب میکنم تا پیاده نشوم و با همسفری خوب همراهی کنم ؟
هزینه های زندگی اما حتی اگر به ظاهر قابل محاسبه نباشند اما در واقع همگی در برابر اندیشه ما و با شاخص احساسمان قابل درکند همگی ....
مثل اینکه دوست دارم شبی را با یک کتاب به صبح برسانم و خواب را .....
مثل امشب که
برای بارها دوست دارم شعر آشنای گل رز را گبریه لامیسترل بخوانم .
میهمان باشید گل رز گبریه لامیسترل :
گنجینه ای که در ژرفنای گل رز نهفته است
همانا گنجینه ای غنی است که در ژرفنای قلب تو جای دارد .
آن را همچون گل رز بذل وبخشش کن :
زیرا که همه اندوهت ، در محدودیت است .
آن را در ترانه بذل کن
یا در عشقی نا محدود
گل رز را نگاه مدار
ورنه تو را با درخشش خود ، از هم خواهد درید !
نظرات ()

