Winternight
Winternight
Conceal thy precious angellore
I secrete my soul
Under thy wings of sorrow
Dark I embrace thy eyes
Wander lost on life's narrow path
I reveal my heart
To this beauty dressed in dark
شب های زمستان درست مثل غروب های خزانی و بامدادان خمار بهاری برای اهالی موطن عشق شورانگیز و پر از مجادلات کلامی و احساسی است .گاهی در این شب های به یاد چشمهای پنهان شده در پستو های خانه اش می افتیم یاد تاریکی رشته رشته موهایی که شور عشقی خدایی آن را به باور یک شانه تهی بافته است و آن قلبی که زیر لایه لایه های پوشینه اش پوشانده است .به یاد راز های سر به مهر (میم مضموم)از سر های مانده به مهر(میم مکسور) . وآن تلاقی بالهایت و بالهایش چون دو فرشته برف پوش . آه ای زیبای تیره پوش در کجای ترانه پنهانی؟ .. آه ای زیبارویان تیره پوش در کجای ترانه انجلور پنهانید ؟
شب زمستاني
انجلور محبوبت را پنهان کرده
و من روحم را
به زير بالهاي اندوهت
تاريک، چشمانت را در آغوش مي کشم
گمشده در راه هموار زندگي سرگردانم
قلبم را آشکار مي کنم
براي اين زيباي تيره پوش
نظرات ()

