لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

Winternight

Winternight

Conceal thy precious angellore

I secrete my soul

Under thy wings of sorrow

Dark I embrace thy eyes

Wander lost on life's narrow path

I reveal my heart

To this beauty dressed in dark

شب های زمستان درست مثل غروب های خزانی و بامدادان خمار بهاری برای اهالی موطن عشق شورانگیز و پر از مجادلات کلامی و احساسی است .گاهی در این شب های به یاد چشمهای پنهان شده در پستو های خانه اش می افتیم یاد تاریکی رشته رشته موهایی که شور عشقی خدایی آن را به باور یک شانه تهی بافته است و آن قلبی که زیر لایه لایه های پوشینه اش پوشانده است .به یاد راز های سر به مهر (میم مضموم)از سر های مانده به مهر(میم مکسور) . وآن تلاقی بالهایت و بالهایش چون دو فرشته برف پوش . آه ای زیبای تیره پوش در کجای ترانه پنهانی؟ .. آه ای زیبارویان تیره پوش در کجای ترانه انجلور پنهانید ؟

 شب زمستاني

انجلور محبوبت را پنهان کرده

و من روحم را

به زير بالهاي اندوهت

تاريک، چشمانت را در آغوش مي کشم

گمشده در راه هموار زندگي سرگردانم

قلبم را آشکار مي کنم

براي اين زيباي تيره پوش

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٢:٢۱ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٢ بهمن ۱۳۸٦
comment نظرات ()