لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

یحیی و یک شعر ناتمام


چو عطر روح نواز نرگس شیراز

و یا خدایی این خداوندگار بنده نواز

شدی دلیل من که  دراین هوای عفن

نفس نفس چو فرو میرود برآید  باز

 

 

 

به بطن غمزده مام خود فروماندی

غم جدایی و غربت ز اشک اوخواندی

نشد که زاده شوی و نورآوری به چشمانش

مدام بر لب او نامت چوگوهر افشاندی

 

به قلب خسته من تو امید پروازی

و یا ترنم گرم ترانه بر سازی

اگر چه ساز دلم سخت ناکوک است

هنوز هم بهانه هر نغمه و هر آوازی

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٩:٤۱ ‎ب.ظ ; جمعه ٥ بهمن ۱۳۸٦
comment نظرات ()