لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

فرق است میان بندگی و خداوندی

 

بهشت جایی است 

میان دو دستی که می بخشد

و جهنم 

نگاه یک خودکامه است 

به آدمیانی که آنان را

برده می پندارد ..



هیچکس غیر از خدا نمیتواند کسی را آدم کند دست از آدم کردن اطرافیانمان برداریم و باور کنیم که ما بنده خداییم نه خدا و قلبهای خالی از عشق پر از این سوداست . بجای آدم کردن آدمیانی که کم یا بیش آدمند به فکر آدمیت از دست رفته درونمان باشیم .. شک نکنیم کسی که می خواهیم تربیتش کنیم براحتی می تواند خصلت های دیوی و ددی ما را برایمان بشمارد پس دست از نظرپردازی بر داریم و کمی در اعمالمان به ادعاهای انسانی که داریم نزدیک تر باشیم

... البته هیچ  اجباری نیست دررفتن به  راهی که خداوند هم هیچ بنده ای را مجبور نخواسته است .


 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۳:۱۸ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٩ بهمن ۱۳۸٩
comment نظرات ()

پنج نگاه به تایلند

تمدن 

 

 

مذهب 

 

 

امپراطوری 

 

 

روی خط استوا

 

 

طبیعت 

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۳:٢٦ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩
comment نظرات ()

زکریا

زکریا برای او یک نام نبود . همه ی زندگی بود .... از عادت خوب کتابخوانی گرفته تا ساز بدست گرفتن و نواختن .... وقتی آمد مریض بود و نحیف وقتی رفت مثل یک سایه رفت اما با خودش همه ی خاطرات خوب کودکی را هم برد و در میانه ی کوچه ناپدید شد .

باور مرگش سخت ترین بخش داستان بود ... هنوز هم آبان  و خرداد برایش ماه های سخت خدایند  ... و شبهایی که بوی عجیب یاس در راه پله می پیچد و دست خط یادگاری ...

 

 

بعد از زکریا هیچکس او را به چشم یک زن نگاه نکرده بود .... احساس و همه چیز با یک نام پیوند خورده بود و یک جمله که او را می ترساند ........... تو نباید فراموش کنی که چقدر قلبت می ارزد ... تو نباید فراموش کنی که چشمهایت ، معصومانه قلبم را می شکند .. تو نباید فراموش کنی این اگر من روزی ، نباشم . فاصله ها زیادتر باشد آنچه مهم است قلب من است که اسم تو را تسخیر کرده است ... حتی اگر زیر یک آسمان نباشیم ... حتی اگر در یک دنیا نباشیم ... حتی اگر عاشق هم نباشیم ....

داستان زکریا ، تنها داستانی است که هرگز نمی تواند فراموش کند و خاطراتی که مبهم است اما هنوز وجود دارد ... 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۸:٥٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٩
comment نظرات ()

پیشنهاد کتاب هفته

 

پیشنهاد کتاب این هفته مربوط می شود به کتابی از نینا بربروا ، نویسنده روس که در دل تبعید و انقلاب متولد شد و هنگامه ی فروپاشی درگذشت .

کتاب شنل پاره به ترجمه فاطمه ولیانی از سوی نشر ماهی در سال هشتادو هشت منتشر شد . داستان روان و دوست داشتنی این کتاب که اندیشه نویسنده اش بصورت مرموزی در آن موج می زند اصلا شبیه به آنچه از همدوره هایش می خوانیم نیست . بهرحال  دانستن حق مردم است و دوستانی که این وبلاگ را می خوانند باید بدانند که از دست دادن این داستان جمع و جور می تواند شانس دو بعد از ظهر خوب برای کتابخوانی را از آنها بگیرد .



و اما علاقمندان به شعر 

شاعری را می شناختم که شعر را زبان همدلی انسان ها می دانست ... این شاعر عرب زبان ، که همه ی عمرش را مهاجرت می کرد محمود درویش نام داشت ... کتاب آخرین قطار گزیده ی اشعار این شاعر است که در سال هشتاد و چهار توسط نشر دیگر به ترجمه جاهد جهانشاهی ، بازسرایی سیدعلی صالحی و طراحی ارشیر رستمی  به منتشر شده است  . ترجمه این کتاب را خیلی دوست دارم . جان اشعار حفظ شده است و شبیه به بسیاری از کارهای بازاری نیست . 

مطمئنم همه ی شما از خواندن این اشعار لذت خواهید برد ....

 

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٦:٢٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٥ بهمن ۱۳۸٩
comment نظرات ()

سومین جشنواره بانوان وبلاگ نویس

سلام

مدتها بود که از دوستان پرشین بلاگ بی خبر بودم . بخشی مربوط به انبوه کارها و پرژه های شخصی بود و بخش دیگر مربوط به گذراندن دوران نقاهت ... ( بماند )

چند روز پیش از سوی پرشین بلاگ پیام رسید که قرار است سومین همایش بانوان وبلاگ نویس را برگزار کنیم  و از شما می خواهیم که بعنوان دبیر اجرایی ، برگزاری این جشنواره را عهده دار شوید ... اول کمی خوشحال شدم که سومین بار این اتفاق می افتد .... بعد کمی ناراحت شدم که از این فضا مدتهاست دور افتاده ام ... و این دلهره ادامه داشت تا روزی که خبر برگزاری به همراه ایمیل من برای دعوت به همکاری داوطلبانه از وبلاگ نویسان روی بخش خبری سایت قرار گرفت و وقتی صندوق پستی ام را بررسی کردم ، نه خوشحال شدم و نه ناراحت بلکه شوکه شدم از اینکه ، بیش از پنجاه ایمیل ظرف مدت هفتاد و دو ساعت به من رسیده بود و همگی می خواستند که برای اجرای این جشنواره همکاری کنند . 

خلاصه اینکه یاد حرف امیر مرزبان افتادم وقتی آخرین بار برای مصاحبه رادیویی با هم گپ زدیم و گفت بعید می دانم شما بتوانی همه چیز را فراموش کنی و فعالیت فرهنگی در این حوزه را کنار بگذاری .... راست می گفت من نتوانستم فراموش کنم .. به همین دلیل پذیرفتم با وجود مشکلات بسیار زیادی که پیشاپیش از آن ها با خبرم این جشنواره را برگزار کنم ... 

امیدوارم نهادهای فرهنگی کشور ، کمک کنند حداقل های اجرای همایش پایانی این جشنواره محقق شود ... با یک سری از دوستانم مشورت کردم .... اما تا همه ی کسانیکه این جشنواره را دنبال نکنند اعتراف می کنم که نمی توانم اجرایش کنم ... بنابراین از همه ی شما بزرگوارند ، میخواهم که این بار هم مرا تنها نگذارید ...


برنامه ها و ایده های متخلفی به ذهنم رسید ...

این دوره جشنواره سه بخش خواهد داشت :

نظرسنجی 

انتخاب و داوری وبلاگ ها براساس محتوا

چهره های تازه وبلاگ نویسی بانوان


و البته یک بخش ویژه :

ارسال یادداشت با عنوان  دنیای وبلاگی من ... ( در یک پاراگراف حداکثر 100 کلمه ) 


 سایت جشنواره :

سایت جشنواره بزودی شروع به فعالیت خواهد کرد و شما می توانید همه ی اخبار مربوط به جشنواره و همچنین بخش های مختلف آن را دنبال کنید ... همین جا اعلام کنم از دوستانی که می توانند اخبار و مقالات سایت را به سایر زبان ها ترجمه کنند دعوت می کنم که حتما به من ایمیل بزنند ....

تیم اجرایی جشنواره به شما در بخش های زیر  نیاز دارد :

-مسئول هماهنگی با وبلاگ نویسان منتخب

-مسئول پیگیری سالن و اسپانسر 

-مسئول روابط عمومی و تهیه خبر 

-مسئول پذیرایی 

-مسئول برنامه ریزی مراسم 

-مجری و نویسنده 

-مسئول اجرایی سایت 

-مسئول هماهنگی داوری 


و در آخر از همه ی پیشنهادات شما صمیمانه استقبال می کنیم ....


 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۳:۱٩ ‎ب.ظ ; جمعه ۱ بهمن ۱۳۸٩
comment نظرات ()