لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

پیشنهاد کتاب هفته

فکرمی کنم از این به بعد هر هفته پیشنهاداتی را برای خوانندگان وبلاگم بنویسم

 

 

اولین پیشنهاد هفته مربوط به کتاب است اگر علاقمند به خواندن مجموعه های داستان کوتاه هستید  "فرقی نمی کند " از آگوتا کریستف می تواند شما را در طی روزهای هفته روزانه بیست تا سی دقیقه سرگرم کند . این کتاب داستان های خیلی کوتاهی است که معمولی بنظر می رسد و آگوتا کریستوف نویسنده ای از مجارستان است که به زبان فرانسه می نویسد . شما می توانید بیست و چهار داستان کوتاه بخوانید و خستگی کار روزانه را از خود دور کنید هرچند که قول نمی دهم بعد از خواندن داستان ها ذهنتان درگیر مفاهیم ساده ی این قصه ها نشود اما ارزش امتحان کردن را دارد . این کتاب از سوی نشر نیکا به بازار آمده و نام فرزانه شهفر بعنوان مترجم روی جلد کتاب درج شده است ....

و اما علاقمندان به شعر حتما یانیس ریتسوس یونانی را بخاطر دارید ... او کتاب دارد تحت عنوان نام دیگر عشق که ترجمه آن را علی عبدالهی انجام داده است . هرچند که ترجمه معمولی بنظر می رسد اما اشعار بقدری ساده و مخاطب مدارانه است که احساس شاعر از پشت بندهای این مجموعه بخوبی محسوس است .

در مورد خوبی شعرهای این کتاب من هرچه بگویم شاید برای شما باورکردنی نباشد اما  بقول ریتسوس:

- جز این چیزی برای گفتن ندارم

و می پذیرم

که حرفم را باور نکنید -

خلاصه توصیه می کنم بجای یک بار هر شعر را سه بار بخوانید .... شاید هم بیشتر

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٦:٤٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٩
comment نظرات ()

سال نو میلادی مبارک

سال نوی میلادی مبارک

این عکس را دو هفته پیش در هتلی در پنوم پن گرفتم .... و امشب تقدیم می کنم به همه شما دوستان خوبم

 

 

و زندگی کماکان ادامه دارد .... سال خوبی را برای جهان آرزومندم و جهانی پر از صلح و عشق و مهربانی برای انسان ها .... هرچند که آرزوهای محالی است اما آرزو بر جوانان عیب نیست .

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٦:۱٩ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٠ دی ۱۳۸٩
comment نظرات ()

ماجراجویی در وبلاگستان

تازگی ها بیشتر از گذشته وبلاگ می خوانم شاید چون سرگرمی ویژه ای در اینترنت ندارم این اتفاق افتاده است .  بهر حال من از این شانس استقبال می کنم و کم کم وقت بیشتری برای خواندن وبلاگ های دیگر در برنامه روزانه ام قرار می دهم . راستش را بخواهید ابزار هایی مثل گوگل ریدر و یا شبکه های اشتراک گذاری لینک ، برای من فوایدی  مثل باخبر شدن از بروز شده وبلاگ های دلخواهم و یا مرور دسته ای مطالب وبلاگستان را داشته است .

 

 

 اما ! درکنار این فایده ها یک ضرر بزرگ را احساس می کنم این ابزارها هیجان ماجرا جویی در وبلاگستان را از وبلاگ خوانان می گیرد یعنی شما به نوعی دچار فرایند کلیشه در مطالعه میشوید شاید برای من یکی از جذابیت های مدام وبلاگ خواندن آشنایی با یک وبلاگ تازه و جستجوی تصادفی در وبلاگ ها باشد . خلاصه اینکه اگر بخواهم با کارهای اخیر زندگی واقعی ام ، وبلاگ خوانی را مقایسه کنم خواندن مطالب دسته بندی شده با تفکرات نزدیک و همسو ، مثل اقامت از پیش تعیین شده در سفر است حال آنکه من در سفرهای اخیر گاهی پیاده و بدون برنامه به جاهایی رفتم که برایم مهیج و مفید تر بوده است و کم کم از این سانتیمانتال گرایی اقامت در هتل های از پیش تعیین شده و همراهی با تور ها و راهنماها ، فاصله گرفتم و از سفرم لذتی  نو در حد یک مکاشفه جدی بردم .

خلاصه لذت ماجراجویی در وبلاگستان را از دست ندهید ...

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٩:٢٩ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٠ دی ۱۳۸٩
comment نظرات ()

زنانه ی هشتم دی

امسال در مورد بسیاری از  عناوین ننوشتم ، در مورد پاییز ، یلدا ، مسیح ،  شاملو  و عناوین دیگری که دوست داشتم همیشه در موردشان مطلب داشته باشم تا امروز که رسید به فروغ  ، تردید داشتم که این را می نویسم یا نه از محل کار که بیرون آمدم قدم زنان خیابان گاندی را تا انتها رفتم و سعی کردم شعر های فروغ را بیاد بیاورم اما خاطرات امان نمی داد برای من همه چیز با تولدی دیگر و آن پری غمگین شروع شد وقتی هنوز ده ساله بودم و افسانه ی علی کوچیکه ،علی بونه گیر  ... فروغ برای من آغاز شعر نبود آغاز عنصر عاطفه و زنانگی در شعر بود ... او حتی همین پارسال که التهاب حوادث ، مضطربم می کرد و اتفاقات شوم ، ایده آل هایم را گردن میزد در ذهنم تکرار می شد ...

 

 

شعر فروغ فرخزاد ، فقط صدای یک قلم زنانه نبود ، این شعر روایتی ساده از اجتماعی بود که دائم در تکرار است و هیچگاه سنت هایش را هرچند ناپسند فراموش نمی کند .

سالهای اخیر ،  آشنایی با شعر زنان عرب ، افق تازه ای را پیش رویم گشود ، ستارگانی چون غاده السمان ، سعاد الصباح و نازک الملائکه این حقیقت تلخ را به من فهماند که زنان در سرزمین اعراب با آن همه تعصب عجیب وغریب  توانستند ، بدگویی ها ، نقد های غیر منصفانه و کم بینی های جامعه شان را تاب بیاورند اما آیا فروغ در ایران تکرار شد ؟ و زنان شاعر ایرانی آن خیزش بلند را بخاطر سپردند ؟ گاهی فکر می کنم پرنده شعر زنانه ایرانی مردنی تر از این حرفهاست و بعد به خودم نهیب می زنم ! این همه بدبینی ؟ چرا ؟ اما دلیلی هم پیدا نمی کنم که راه این فکر را بزنم .

باری باید گفت اگر چه فروغ فرخزاد فرصت کمی داشت تا شعر زنان را از مناظر مختلفی چون اجتماع ، سیاست و حتی اعتقادات در معرض چالش قرار دهد اما آثار او همچنان بدون تلقین تکرار ، برای زنان در سالهای بعد از فروغ ، خواندنی است .

و البته یک شکر ویژه در سالهای آغاز رشد فناوری . وبلاگ نویسی و امکان داشتن صفحات شخصی در اینترنت کمک شایانی به زنان کرد تا بتوانند فارغ از بسیاری از باید ها و نباید ها از خواسته هایشان ، انگیزه هایشان ، زنانگی و عواطفشان راحت تر بنویسند و باید از این بابت خوشحال بود . بنظر می رسد توسعه فضای مجازی بنوعی به توسعه کمی شعر زنان در این سالها کمک کرده اما بدلیل اینکه بسیاری از این تلاش ها بصورت غیر منسجم ، صورت میگیرد کیفیت این کوشش ها برای مخاطبان بی شمار وبلاگستان فارسی چندان محسوس نیست .

پیدایش شبکه های اجتماعی و کم کم تخصصی شدن این شبکه ها می تواند بستر مناسب برای پیوستگی بیشتر فعالیت های ادبی زنان در اینترنت فارسی باشد .

از فروغ شروع شد و به کجا ختم شد امیدوارم فروغ های دیگری در ادبیات ایران ، متولد شوند و اگر هم متولد شده اند فرصت ظهور برایشان مهیا شود .

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٧:٥٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۸ دی ۱۳۸٩
comment نظرات ()

قدر آرزوهایتان را بدانید

آرزو های شما چه کوچک و چه بزرگ ، چه دست یافتنی و چه دست نیافتنی ، مال شما هستند باید قدرشان را بدانید ... اگر روزی از آرزوهایتان به هر دلیلی گذشتید حتما می بایست ارزشش را داشته باشد ... آرزوهایتان را جدی بگیرید و فراموششان نکنید .

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۸:۳۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٦ دی ۱۳۸٩
comment نظرات ()