لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

از مرگی که با من است

از آن هنگام که زاده شدم . مشغول مردنم بودم و با هر نفس به مرگ نزدیک تر شدم . گویی از اول هم مرگ بود و من هیچ نبودم . به مرگ نزدیک تر و از خود دور ترم .

در ان نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم ....

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٤:٤٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

سالهای بی دلی

دستش را مشت کرده بود ، مشتش را که باز کرد فکر می کرد ، به جرم دزدی دستگیرش می کنند اما اتهامش در دادگاه انگار ، قتل خوانده شد . او در دفاع اصرار داشت که فقط دل غریبه ای  را دزدیده اما دادستان مدعی بود که دل آن غریبه را به بدترین شکل به قتل رسانده .... سرآخر به سالها بی دلی محکوم شد

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٢:٠٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

عادت خوب وبلاگ نویسی

یکی از بهترین عادت های زندگی دیجیتال ،وبلاگ نویسی است چرا که عادتی مبتنی بر زایش اندیشه ، یا حداقل مرور دوباره داده های ذهنی نویسنده است .

گاهی به وبلاگها سر میزنم ، دسته بندی های مختلفی را برای محتوای وبلاگها برای خودم دارم .

محتوای فاخر توسط آن دسته وبلاگ نویسان تولید می شود که هر روز مطالبی تازه و البته مورد نیاز جامعه را ارائه می دهند . اغلب بر اساس مطالعه بروز وبلاگ نویسان و تمرکز روی موضوعات مورد علاقه شان  ، می باشد . این گروه نقطه نظرات خاصی نیز در تولید بر اساس درآمد دارند یعنی می توان امیدوار بود که به منافع مالی کارشان نیز می اندیشند ...

محتوای متوسط توسط بدنه اصلی ویلاگستان تولید می شود . این دسته از وبلاگ نویسان تمایل بسیار زیادی به  ارائه اطلاعات عمومی و مرغوب در سطح زندگی عمومی شهروندان جامعه مجازی دارند و شامل گروه های مختلف با گستردگی متخصصین تا شخصی نویس ها ، می شود . شاید عمده زحمت گسترش محتوا به دوش این گروه است که تعدادشان اصلا کم نیست . شاید تلاش های این گروه در جهت  کسب درآمد نباشد اما به نظر من این وبلاگ نویسان پتانسیل اصلی کسب درآمد متوسط از وبلاگ نویسی خواهند بود .

محتوای ضعیف توسط کسانیکه وبلاگ نویسی تجربه تازه ای از زندگی شان است و هنوز خط نوشتاری شان را پیدا نکرده اند یا آن دسته که وبلاگ نویسی برایشان بیشتر جنبه سرگرمی دارد .

و بالاخره هرزنویسان که باوجود بهم ریختن ساختارهای ذهنی مخاطب چندان دلچسب نیستند اما گه گاه اتفاقات عجیب و غریب را هدایت می کنند که منجر به اصلاح در بدنه وبلاگستان می شود البته شور و حرارت کسب درآمد در این گروه از همه گروه های دیگر بیشتر است .

به حال این یک دسته بندی شخصی است و  بس ...

در پایان ،پرشین بلاگی های عزیز !  خبرهای خوبی در راه است منتظر باشید .

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٩:٢٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

این نیز بگذرد

خب این عمل هم تمام شد و من دوباره شروع کردم

این بار با یک عالمه امید به آینده

راستش بیشتر از همیشه دلگرمم نمی دانم چرا ؟

مطمئنم روزهای خوبی در راه است ...

راستی منتظر باشید حتما اتفاقات اخیر جبران می شود مخصوصا پرشین بلاگی ها

دوستتا ن دارم خیلی زیاد . افتخار می کنم که مدیر سیستمی هستم که اینهمه فرهیخته بدون هیچ چشمداشتی در حال تولید محتوا هستند و پشتیبان من ....

 

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۳ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

آیا ما حق داریم ؟

گاهی فکر می کنم آیا حق دارم بدون هیچ مطالعه ای ، قضاوت کنم ؟

نه حق ندارم اما این کار را می کنم .

گاهی فکر می کنم وقتی دلخورم باید با کسی دلخوری کنم ؟

نه حق ندارم اما این کار را می کنم

گاهی فکر می کنم آیا حق دارم از همه بخاطر کارهای خرد و کلانم طلبکار باشم ؟

نه حق ندارم اما این کار را می کنم

گاهی فکر می کنم آیا حق دارم بهانه جویی کنم ؟

نه حق ندارم اما این کار را می کنم

گاهی فکر می کنم آیا حق من مقدم است یا حق دیگری ؟

می دانم دیگری اما خودخواهی مانع می شود به اعتراف

با همه این ها ، دوست دارم یاد بگیرم به حق دیگران احترام بگذارم بخصوص حق انتخابشان .

من حق دارم اما آیا بقیه هم به اندازه من حق دارند ؟

هر موقع این آخری را درک کردم می توانم آن روز امیدوار باشم که روز خوبی را پشت سر گذاشتم ..

این روز ها حق داشتن و حق خواستن معانی دیگری پیدا کرده ....

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۸:٥۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٤ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

عید دیگری آمد و عید دیگری شد

این عید هم مثل همیشه آمد و گذشت و بی بهره کسی بود که دل به دلدار عالمیان سپرده ، دل برید .

امروز دوست داشتم از یک کتاب با شما حرف بزنم کتابی که این اواخر خواندم  .

ماهی بزرگ اثر دانیل والاس ، رابطه پدر و پسری را شرح می دهد که در ابتدای یک  جدایی بزرگ قرار دارد . پدر در حال مرگ است وپسر برایش داستانهایش را بازگو می کند شاید که دیرتر این اتفاق بزرگ رخ دهد ....

حتما این کتاب را بخوانید عمیق و دلچسب است ...

این اواخر دوباره بازگشتی داشتم به آثار فرامرز اصلانی این موزیسین خوب و دوست داشتنی که مانند او کمتر دیده ام ...

عود سوزاندن را به هر بهانه ای دوست دارم خاصه آنکه بهانه اش بوی تو باشد ...

و در آخر همیشه  هم دو دو تا در داستان چهار تا نیست به راوی هم مربوط می شود ....

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٧ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

برای عرفه

دخترک به دیوار تکیه داد چشمانش را بست و آرزو کرد ... چشمانش را که باز کرد آرزویش برآورده شده بود ماه در میانه آسمان خودنمایی می کرد .. دخترک به ماه دلداده بود و فرشته آرزو ها ، ماه را به آسمان او

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٩:٠۳ ‎ب.ظ ; جمعه ٦ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

چشمان تو در وبلاگ من

در برابر چشمانت

چه می توانم بکنم مگر

سکوت !

هر روز به شب می رسم

تا شعری  تر و تازه بخوانم

از دوسیاهی دور

 در بی پایان هستی

و این وبلاگ

تنها جایی است

که پس از سرودن

برای آن دو گوی درخشان

که آتشم می زنند

به آن پناه می برم

در برابر چشمانت

سکوت نکنم

چه کنم ؟

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٩:۳۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٤ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()