لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

روز تو

امروز روز تو بود

روز تلفن های بی پاسخ

روز خمیازه های اشک

روز ساده عشق با ، یک لیوان قهوه سرد

روز آخرین ستاره عقرب

روز دوستت دارم های فروخورده

روز سرد خانه تکانی

خلاصه امروز روز تو بود

شنبه یکی مانده به تو

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٧:٢٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۳٠ آبان ۱۳۸۸
comment نظرات ()

ارزش دوستی ها به اندازه قلب ماست

امروز تصمیم دارم که از دوستی با شما حرف بزنم .. دوستی شاید تنها موضوعی است که من بارها و بارها در این وبلاگ به آن پرداخته ام ..

به نظر من دوستی اتفاقی است که ارزش وقوع آن کاملا به اندازه قلب های ما بستگی دارد .

من در بیشتر رابطه های دوستانه ای داشتم  هیچ وقت پرونده دوستی را نبسته ام و همیشه راهی را برای بازگشت به دوستی برای خودم نگه داشتم  . اغلب کسانیکه مرا می شناسند این روحیه را بخاطر دارند .

گاهی فکر می کنم کسانیکه ارزش دوستی های قبلی شان را نمی دانند اصالت احساسی شان را راحت از دست می دهند . باید قدر همه تلخکامگی ها را هم دانست چرا که شروع فصل تازه ای است در زندگی پیش روی ما .

امروز که فکر می کنم درمی یابم که حتی دوستان نوجوانی ام را حفظ کرده ام و در جایی از رویداد های زندگی بارها و بارها آنها را می بینم ...

یادمان باشد حذف دوستان حتی آنهایی که با یک خاطره بد ، دفترشان را بسته ایم خطی است که ما روی دوره ای از زندگیمان می کشیم ....

بین خطوط این نوشته به این ختم خواهد شد که همه دوستانم را دور و نزدیک امروز دوست یا دشمن ،  دوست دارم  .

آبان ماه مثل دی ماه و خرداد از آن ماه هایی است که تولد خیلی از دوستانم را باید تبریک بگویم ..

......

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٧:۳۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٦ آبان ۱۳۸۸
comment نظرات ()

به همین سادگی

به همین سادگی  از جایی شروع می شوی و در جایی دیگر به پایان می رسی و من همه شروع های بی پایان را دوست دارم ، درست مثل ابدیت و جاودانگی روح .مداد نرم و ذغالی من ! این آخرین باری است که تو را خواهم تراشید چون تمام می شوی و همه نوشته هایم تو را جاودان می کنند .

 

از اهالی فن توقع دارم اظهار نظر کنند ...

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۳:٠٦ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٢ آبان ۱۳۸۸
comment نظرات ()

آرزوهایت را رها کن

روزی تو همه آرزوی من بودی ! همه صداهای خوب شنیدنی ، چشم های خوب دیدنی

دل سپردم به تو چه دل سپردنی !

امروز می بینم آرزوی رها شده ام مرا و  تو ....

تو گفتی آرزوهایت را رها کن

بگذار با طبیعت گفتگو کنند و تصمیم بگیرند که چه زمانی تو را و مرا بهم بازرسانند .

با آرزوهای خوب مان راه آرزوی دیگری را نبندیم گاهی رسیدن ما به یک آرزو مانع رسیدن دیگری است ....

می خواهم آرزوهایت را هم مثل عاشقی رعایت کنم تا قلبی را که دوستش می دارم به آب بسپاری ! تو را زلال می خواهم .درست مثل آرزوی زلال کودکی ام یعنی دیدن قرص ماه .

امروز بازهم آرزویی در دلم نطفه می بندد و من همین امشب نطفه به زهدان نشسته را به آسمان می سپارم که سالها بعد در بطری از دریا رسیده ای با توبازخوانی اش کنم ....

 

 

 

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٩ آبان ۱۳۸۸
comment نظرات ()

از وبلاگستان عذر می خواهم

برای همه وبلاگ نویسان ....اگر خوبی شما نبود

سلام

تولد امام رضا بر همه شما ، دوستان خوب وبلاگ نویسم مبارک

شاید این فرصتی باشد تا من نکاتی را که از دیشب در دلم مانده بنویسم .

برگزاری مراسم بانوان با مشکلات فراوانی روبرو بود اما من همه مسائل را به گردن شرایط و اتفاقات نمی اندازم ...

دوست دارم اینجا صمیمانه از همه دوستان وبلاگ نویسم عذر خواهی کنم

بخاطر ناهماهنگی سالن و تاخیر

بخاطر بی برنامگی در اجرای همایش

بخاطر عدم هماهنگی لازم روی سن

بخاطر از بین رفتن نظم فهرست برنامه

بخاطر همه چیز و همه چیز

یک عذر خواهی ویژه از منتخبان سال قبل که باوجود در نظرگرفتن تقدیر ویژه این اتفاق نیافتاد

و همچنین ویولت عزیز که با حوصله وقت گذاشت و داوری وبلاگ ها را بعهده گرفت و به دلیل عدم حضور سایر داوران بخش تقدیر محتوایی بدون انتشار مطالب خوبی که ویولت تهیه کرده بود نیمه کاره رها شد .

از همه وبلاگ نویسانی که تقدیر نامه و لوح یادگاری شان جاماند

و همه میهمان هایی که از بی برنامگی این مراسم رنجیده خاطر شدند .

وقتی این مراسم را با سایر همایش های گذشته مقایسه می کنم به جرات احساس شرم و خستگی بر وجودم مستولی می شود .

انتقادات شما را با جان و دل می پذیرم اما شاید بزرگترین اشتباه من در اعتماد به شرایط و افرادی باشد که فکر می کردم کارها را به خوبی دنبال می کنند . این اولین همایشی بود که همه کارها را به دلیل فشار و استرس قبلی خودم دنبال نکردم ...

اما بازهم توجیه خوبی نیست که خاطر نازنین شما را آزرده ببینم

و بزرگترین شرمندگی ام در برابر مدیر قبلی پرشین بلاگ است که رسم خوب دورهم نشینی وبلاگی را این نوبت خوب بجا نیآوردم ..

امیدوارم تنهایم نگذارید و همراهی ام کنید

دوست دارم جبران کنم حتی اگر فرصت و مجال جبران اندک باشد .

این نوشته یک یادداشت صمیمی است که وقتی خودم را جای تک تک میهمانان گذاشتم دیدم اگر عذرخواهی نکنم لطف شما را بی جواب گذاشته ام .

لطفا عذر خواهی مرا به گوش وبلاگستان فارسی برسانید ....

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ ; جمعه ۸ آبان ۱۳۸۸
comment نظرات ()