لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

انتخاب شرافتمندانه

هر انتخابی علاوه بر هوشمندی به ویژگی های دیگری نیز نیاز دارد .
امروز به حوزه رای گیری که مراجعه کردم باوراینکه عده ای از بی سوادی مراحعین سو استفاده کنند و با رونویسی از فلان لبست تقلب کنند برایم سخت بود .اعتقاد به خداوند متعال و باور معاد مانع می شود از خیانت در امانتی که به ما سپرده شده است .باید از خدا ترسید . یکی از اصول توحید است .یکی از اصول معاد است . اگر این ها را به رسمیت نشناسیم باید قید خیلی از ادعاها را زد .
 
صیانت از آرای مردم که با شرکت در انتخابات حکم ماندگاری هر نظامی را امضا می کنند یک وظیفه عدالت مدارانه است . این روز هاست که باید به خاطر بیاوریم هر یک از ما نمایندگان خداییم بر روی زمین و بترسیم از مسئولیتی که متوجه ماست .
و من به عنوان یک شهروند ایرانی اگرندانسته حتی یا یک رای شخصی را بدون شناخت به مجلس بفرستم گویی به حقوق میلیون ها هم میهنم خیانت کرده ام .
انتخاب شرافتمندانه و صیانت شرافتمندانه تر حقی است از جانب ملت بر گردن یکایک افراد جامعه .

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٩:٠٢ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٤ اسفند ۱۳۸٦
comment نظرات ()

هنر نیز امانتی است

در سالی که گذشت متاسفانه شاهد توهین به ساحت مکرم محمدمصطفی (ص) از سوی کاریکاتوریست های اروپایی و ظاهرا دانمارکی بودیم . اهانت به مقدسات بشری در این سالهای اخیر به شدت  رونق گرفته است که البته این به این معنا نیست که در گذشته همچین اتفاقی را جهان شاهد نبوده است بلکه به دلیل توسعه پیشرفت حوزه  رسانه وقوع مواردی از این دست زودتر در دهکده جهانی مورد توجه واقع می شود . بهرحال مسلمانان در سراسر جهان در قبال این اهانت ها و سو رفتارهای متعصبانه هرگز سکوت نکرده اند .( هنوز حکم تاریخی امام راحل را در خصوص آیات شیطانی و واکنش های داخلی و خارجی مسمانان را به این حکم از یاد نبرده ایم .)

این اواخر در جایی خواندم که مجید مجیدی خالق آثار برجسته سینمای ایران در اظهار نظری عجیب و دور از ذهن حکم به تکفیر اندیشمند دیگری در حوزه ای غیر سینمایی داده  است . در کل من معتقدم که  همه انسان ها تا آنجا که برد فکرشان اجازه می دهد بدون هیچ محدودیتی می توانند به نقد و ارزیابی موضوعات بپردازند اما نقد متعهدانه و مسئولانه حرف دیگری است .


جناب آقای مجیدی در دفاع از ساحت مقدس نبی اکرم جشنواره فیلم دانمارک را تحریم کردند که ستودنی است اما ای کاش همه مسیر های ما به تحریم ختم نشود . چه اشکال داشت هنرمندمتعهدی چون ایشان فیلمی می ساختند با نقد موضوع اهانت به مقدسات ادیان و یا حتی فیلمی با موضوع شخصیت محمدمصطفی . آیا تحریم  ها همیشه ما را در قبال بمباران رسانه ای حریفان ، دست خالی نشان نداده است ؟

من نه فیلم سازم ، نه منتقد ، بنابراین تنها به عنوان یک مخاطب آثار سینمایی می توانم از سینما حرف بزنم نه نقد فنی و نه نقد معناگرایانه هیچ کدام . سینمای ارزشی در ایران سینمای پرمخاطبی است همه آنهایی که بید مجنون را دیده اند صرف نظر از درون مایه قوی این کار به کارگردانی هنرمندانه و بازهم مسئولانه مجید مجیدی احسنت گفته اند .حتی  هیچ گاه بازی موثر مجیدی در بایکوت ونقش چالش برانگیزش که به تحلیل قوی  ایدئولوژیکی برای خود بازیگر نیاز داشت را فراموش نمی کنیم .

بچه های آسمان که سینمای ایران را به اسکار برد (اگر اسکار را جایزه امپریالیستی ندانیم) و دیگر فیلم های خوبی که چهره ای ماندگار از این سینماگر در ذهن مردم به جای گذاشته است . اکنون با  توشه ای مالامال از فرهیحتگی ناگهان خروشیدن به اندیشمند داخلی و انتقادی با رویکرد تخریب به صرف سکوت جامعه مسلمانان ایران نسبت به وهن پیامبر در جامعه غربی که سالهاست ادیان در آن از این هجمه در امان نیستند، قابل اغماض نیست .

هنر امانتی است نزد هنرمندان از سوی یگانه یزدان . هنر ابزاری است که از مرز ستایش حضرت حق تا اعتزاض به نابرابری های اجتماعی و نشان دادن زیباترین و تاثیر گذار ترین بخش های زندگی ، مورد استفاده قرار میگیرد و سینما انگار همه ویژگی های انتقال سمعی و بصری هنر را در خود دارد .

اگر یک کاریکاتوریست در یک نشریه محلی دست به انتشار آثار توهین آمیز به اعتقادات ملیون ها ملیون انسان میزند ، هنرمند متعهد مسلمان را باید در شرایط انعکاسی قرار دهد نه اینکه همه هنرمندان کاریکاتور کشیدن را تحریم کنند یا اینکه نگذارند که کاریکاتورشان در کشور مدکورنمایش داده نشود بلکه می بایست در مسیر تولید آثاری در نقد اندیشه های خشک و خالی از منطق قدم بردارند .

شاید مثال فیلم مصائب حضرت مسیح چندان دور از ذهن نباشد که مل گیبسن با با بکار گیری امکانات هالیوودی بسیاری از جوامع مسیحی را تحت تاثیر قرار داد و یهودیان را بیشتر .

ای کاش آقای مجیدی به جای ایراد سخنرانی له یا  علیه کسی آن هم درست در اختتامیه مهمترین رویداد سینمایی ایران و در شرایطی که از ایشان تقدیر به عمل آمده است در آن فضای مثبت،  هنرمندان متعهد ایرانی و مسلمان را به سوی حرکت جهانی در جهت مقابله با شیطنت های حریفان می خواند و بصورت پیشرو رهبری این حرکت را بعهده می گرفت .

ما در عرصه جهانی می شناسیم هنرمندانی که به خلق آثار هنری در جهت شناساندن هر چه بیشتر اسلام و پیامبر به جهانیان داشته اند نمونه نام آشنای سامی یوسف موزیسن معروف اسلامی است .امابا گذشت سالها از ساخت نسخه هالیوودی محمدرسول الله هنوز ما گامی موثر در ارائه یک اثر سینمایی با موضوع زندگی پیامبر برنداشته ایم .

بهر حال امیدواریم که بجای شعاردادن و فاصله گرفتن از اصل موضوع و یا تخریب چهره های شناخته شده به دنبال راهکاری برای حل کردن این جور مسائل باشیم که ناگهان عده ای هم از این مقال سواستفاده نموده و داستان مجید مجیدی و فلان شخص را به ارتداد سلمان رشدی از سوی امام تشبیه کنند و که نه مجید مجیدی در مقامی است که کسی را تکفیر کند و نه آن دیگری سلمان رشدی و مابقی ماجرا .

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٦
comment نظرات ()

رسول آفتاب

به چله ، به سوگ ، به شور ، به رود ، به دریا ، به راه ، به خاک ، به نای و به نقش ،
 به شکوفه ها ، به رسم هزاران ، به روی یار ، به آفتابم ، به روشنی ، به خفتگان ، به مستی ، به شب ، به چاه ، به ماه ، بی گاه شد و به پایان ، مجموعه آثاری است که در دستگاههای نوا ، شور و ماهور  توسط استاد جوان موسیقی ایران علیرضا قربانی تحت عنوان مجموعه روی در آفتاب به مناسبت بزرگداشت هشتصدمین سال مولوی  تصنیف شده است .
 
شنیدن این اثر برجسته را به همه علاقمندان موسیقی توصیه می کنم . این اثر نشانه های بسیار خوبی از تلفیق شعر و موسیقی و ادای کلمات در دستگاه های ایرانی بصورت بدون کلام در خود دارد .

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٢:٢٠ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٧ اسفند ۱۳۸٦
comment نظرات ()

بانوی تو

نرگسی ترین گلی
وقتی نور از سرشانه هایت
اوج می گیرد و خورشید
از تو گرما می گیرد .


عطر بودنت نیستی را
در پس کوچه های هستی
گم میکند .

تو قامت گسترانده ای
به سوی مشرقی ترین ستاره
و هر روز بامدادان
با ، مدادی از زردی امید
در دور دست های یاد
دامنی از نور
بر تن کوه های دور
 می پراکنی

انگار تاکستانی از شرابی
به وقت مستی  گنجشکان
از دمیدن تراوت صبح
و مخمور ترم می خوانی
به وقت چشم گشودن بر افق روزانه ام

کندوکندو عسل
در کام کامرانی دلم
آب میکنی
آن هنگام که در یک مژگان گشایی
با ابرویی از غرور
خواب خفته در چشمانم را
که مملو است از رویایت
به خاک های خوب می سپاری

صداقم را شاخه نباتی
و شمع های نیم سوخته ام را آینه
مرا به مهریه رهایی
در سرزمین موسائیت
به عصایی و ید بیضائی
به یک تکه از نان مقدس
کبوتران حریمت
وشهدی از شراب کلامت
بانوی خود خوان
که هیچم جز این
راهی به شاهراه تکامل نیست

همه بادهای موافق
این سفینه بر گل نشسته را
به یمن نغمه های بر دل نشسته ام
به سوی ساحل امنت
رهنمایند

تو

شبنمی ترین سپیده ای

آن هنگام که غروب

هستی دخترکی را به تاراج می نشیند

و یادواره جز بوسه پری از داستان فروغ

در دل او باقی نمی ماند

که شب از لمس سرانگشتانت بمیرد

و سحرگاه با اولین قطره باران

متولد شود

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٩:۱٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٦
comment نظرات ()

ناگهان بازگشت قهرمان

سرانجام مربی تیم ملی فوتبال انتخاب شد . وقتی خبر انتخاب آقای علی دایی را شنیدم به چند دلیل خیلی خوشحال شدم .
اول اینکه علی دایی فهرستی از افتخارات ملی را در کارنامه خود دارد که غیر قابل چشم پوشی است و مطلوبیت بین المللی دارد .
دوم اینکه علی دایی در اولین تجربه مربی گری اش نشان داد که می تواند مدیریت خوبی را در هدایت یک تیم داشته باشد آن هم تیمی که چندان شرایط آرمانی نداشته است .
سوم اینکه شایسته سالاری در ورزش شاید در این انتخاب هرچند نمادین و از روی عجله به چشم می خورد . علی دایی پر افتخار ترین ملی پوش ایرانی است .
چهارم جوانی علی دایی که می تواند او را در قبال دانش امروز این ورزش جذاب از چارچوب های متداول کشورمان خارج سازد .
و آخر اینکه دیگر جوانان فوتبال ایران انگیزه بیشتری خواهند داشت چرا که ممکن است روزی این اتفاق در زندگی ورزشی آنها نیز روی دهد .
 
اما نکته اینکه ورزش ایران بخصوص فوتبال  اغلب مشکلات خاص خودش را داشته است و مانند همه کشور ها گروهی با حمایت های خاصی که از برخی افراد میکنند اتفاقات نچندان مطلوبی را به ورزش کشور تحمیل میکنند .
وقتی اخبار تیم ملی را از چند ماه پیش تا امروز مرور می کنیم می بینیم تنها کسی که چندان در زمره شانس های مربیگری تیم ملی حضور نداشته است علی دایی بوده و چه بسیار کسانی که با این سودا حتی روند کارهای رو به رشدشان را کنار گذاشتند .
مثلا مربی نایب قهرمان فصل قبل ناگهان تصمیم گرفت به پایتخت پرگردد و تیم شماره یک یا دو تهرانی را نجات دهد بی اندیشه اینکه هم تیم شهرستانی قبلی ضربه مهلکی می خورد و هم اینکه این مربی گرامی بنا به گواه فیفا بهترین کارنامه مربی گری را در ایران داشته است که با این بازگشت نایب قهرمان فصل قبل که هیچ این تیم فوق ستاره ها هم به جایی نرسید .
از طرفی با آمدن مربی بین المللی ایرانی آن ور آبی که قرار بود با در صدر نگاه داشتن تیم دیگر شماره یک یا شاید دو تهرانی ،مربی گیری تیم ملی را بپذیرد حتی وقتی رای های کمیته انضباطی هم در خصوص دیگر مدعی شهرستانی به یاری اش شتافت نتوانست مربیگری تیم ملی را داشته باشد . ( انگار اصفهان و اهواز مشکل ساز ترین تیم های فوتبال را برای تیم هاش شماره یک تهرانی داشتند ) و در نهایت در کمال ناباوری در حالیکه چهار مربی دیگر نامزد تصدی این پست را داشتند ناگهان قهرمان بازگشت .
اگر چه خود من یکی از کسانی بودم که با ادامه بازی ملی آقای دایی همیشه مخالف بوده و انتقاد داشتم اما از اینکه ایشان مربی تیم ملی ایران شدند بسیار مسرور شدم .
ای کاش همه (مردم ، مطبوعات و رسانه هاو اهالی فوتبال ) به علی دایی  اجازه دهند که بی حاشیه فعالیت کند  . مثل هلند مثل آلمان که به بزرگان جوانی مثل ریکارد ، فولر ، کلینزمن اجازه دادند که در سطح ملی فعالیت کنند و از آن ها موفقیت صرف نخواستند وامروز بطور مثال فرانک ریکارد از مربیان یسیار خوب باشگاهی جهان است  و نگذارند و خود او هم نخواهد سرانجامی چون امیرقلعه نوعی با همه شایستگی هایش ،پیدا کند .

علی دایی یکی از نمایندگان شایسته ایران در صحنه های بین المللی فوتبال است .با امید  موفقیت ایشان و تیم ملی فوتبال در عرصه های جهانی . ( وآرزوی به تحقق رسیدن فوتبال ملی بانوان ایرانی در عرصه های داخلی و بین المللی )

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٧:۱۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٦
comment نظرات ()

Don't Leave Me

Love so innocent eyes don't understand
I must leave you for a while
I must say goodbye take my hand don't cry
Now we're victims of this war

Don't leave me with tears in your eyes
You must know that I'm still in love
For evermore tears in your eyes
Memories remain with you
And you know... I'll always love you

Pray! Forever mine
Stay! no borderline
War has torn our worlds apart
I'm not scared of dying
Oh I don't really care
Hope a better future will be there

Don't leave me with tears in your eyes
You must know that I'm still in love
For evermore the tears in your eyes
Let me know I'll always love you

All our fate is like a feather that is drifting through the rain
Life has got no shelter for all the tears of pain

Don't leave me with tears in your eyes
You must know that I'm still in love
Don't leave me with tears in your eyes

And you know... I'll always love you
Yes I know I'll always love you
Yes I know I'll always love you

(axxis)

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٩:۳٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٦
comment نظرات ()

یک گردهمآیی خانوادگی

امروز یک جشن خانوادگی برای تولد سالمندترین عضو خانواده مادری داشتیم . مادربزرگ .
وجود سالمندان در خانواده واقعا نعمت است .

تولد همه ۶۵ ساله ها مبارک مخصوصا مادربزرگ خوب من

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٧:۳۱ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٠ اسفند ۱۳۸٦
comment نظرات ()

پرده را کنار بزن بگذار طبیعت تو را اهلی کند

به اهلی شدن که فکر میکنم فقط اگزوپری را بخاطر می آورم و شازده ای که کوچک بود اما داستانی بزرگ را می ساخت .
گاهی وقت ها اصلا لازم نیست کسی به ما بارها و بارها بگوید که دوستمان می دارد تا به او اهلی شویم بلکه کوتاهی یک نگاه هم می تواند اثری عجیب از خود به جا گذارد که سالها خودت اینجا و دلت جای دیگر باشد .
بی دلی اصلا دلیل نمیخواهد . درست مثل خورشید که بی دلیل بر من می تابد و ماه که بی هیچ عذری شبانگاه مرا به جنون آسمان میکشاند .
مدت مدیدی است که چند یاکریم که حتی عدد آنها را نمی دانم پشت پنجره اتاقم درست بالای حصاری کوتاه لانه کرده اند و من به صدا های گاه و بی گاهشان دل بسته ام . گاهی از دیدن تخم هایی که دور از لانه درست در نزدیکی شیشه اتاق خواب روی زه باریکی گذاشته اند شادمان میشوم و حس غریب زایش و تولدی دوباره چشمهایم را پر از اشک می کند اما آنچه بیش از همه مرا و دیگرانی که ماندگاری این یاکریم ها را دیده اند شگفت زده می کند همین اعتمادی است که به لانه هایشان دارند . انگار سکوت من و بر هم نزدن نظم ساده زندگی این پرندگان آنها را بر من و خانه ام اهلی کرده اند یا اینکه آنها مرا به عادت دیدارشان و شنیدن پرهایشان وقت و بی وقت ....
شاید هم بقول لطیفی این یاکریم ها از داستان سحر شعر قبلی ( کبوتر ) به هیئت یاکریم در آمده اند .

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٧:٤٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٦
comment نظرات ()

کبوتر

من انگار
 یک دنیا پنجره دارم
به سوی چشمان تو
یک دنیا دریچه گشوده
به صداقت مردمک چشمانی که
حتی نیرنگش نیز راستی است
تو انگار
دستانت بخشایشگر تر از باران
گرم تر از سرانگشتان آفتاب
که بر تن شب من به ناز
رهایند
بگو با کدامین کلام می توان از تو گفت
میتوان با توخواند
می توان با توماند
کدامین سحر؟
کدامین جادو؟
که کبوتری باشی
بر عبور پنجره ام
و هر صبح
با صدای نجوای نیایش گرانه ات
بوسه بر آفتاب زنم
و به زندگی تن سپارم
کدامین جادو ؟
کدامین سحر ؟

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٧:۳٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٦
comment نظرات ()

مسافت من تا بهار

فقط بیست و چند روز مانده
دلشوره آمدن عید همیشه با من است از فروردین هر سال شروع و تا لحظه سال تحویل ادامه دارد .
هوای اسفند هوای عجیبی است دل آدم را تا بی نهایت های دور میبرد . تا روز های خوب نوحوانی خرید های دلچسب عید و دست آخر باران های عجیب و غریب تهران .
روزگار دختر بچه با دو بافه موی آویزان . شوق خوردن خوراکی های بازاری و .......
هفته دیگری که از راه برسد یک هفته به عید نزدیک تر می شویم و خیال سبز سبزه و کوزه و عطر دیوانه کننده میخک که بهار ها در خانه من جای مریم و نرگس را می گیرند .
امسال دوست دارم یک ظرف پر عدس سبز کنم و چند خوشه گندم .
خوشه های گندم را ببرم برای پدر بزرگ که عید ها با خیام خوانی حال و هوای خاصی به اهالی خانه می داد و چند سالی است که دیگر در میان ما نیست .

و اما مسافت من تا بهار .....

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٩:٥٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٧ اسفند ۱۳۸٦
comment نظرات ()

ستاره ای جدید

ویسواوا در جایی می گوید :
ستاره جدیدی را کشف کرده اند
واین بدین معنی نیست که دور و بر ما روشن تر شده
و چیزی اضافه شده که تا به حال نبوده باشد .
 
اما گاهی کشف یک ستاره کوچک می تواند ما را به نوری که در آینده بر سیارکمان خواهد تابید دلخوش کند .
من هنوز هم فکر می کنم ای کاش ستاره های زیادی کشف شوند تا منظومه شمسی در این کهکشان دور تنها نماند . بیشتر و بیشتر .
چه اشکال دارد خورشید ها باشند نه خورشید به تنهایی
حتی اگر دور و برمان روشن نشد هم باکی نیست دل آدمی نورانی است .

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۸:٥٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٧ اسفند ۱۳۸٦
comment نظرات ()

آرام مقدس من

 ای قلب

آرام مقدس من
ای ودیعه خدایگان
درسینه بنده زادگان

ای قلب
نه قیراندود نه سیم اندود
زراندود به زیور احساس
پاره ای از خون مرده ای سرد

ای قلب
با دو بطن و دودهلیز
دو دریچه به سوی بندگی
دو پنجره به سمت زندگی
و دو شریان رو به آزادگی

ای قلب
سرشار از کبوترکان مهر
مملو از دخترکان شعر
دودیده روایتی است از خواستنی ها
دوشنیده حکایتی است از داشتنی ها
و یک دهان آیتی است از تو

ای قلب
با من بمان نه رگ مانده خونی  از زندگی
با من بمان
بگذار حتی حشرات را روزی در دل خاک
افتخاری بماندشان  از بلعیدنت
با من بمان
آن سان که پری درخانه حوض پریان
زلال ، شفاف و هم ضمیر باران

 با من بمان

ای قلب

با من بمان

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٧:٤٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٦
comment نظرات ()

دشمن شناسی هم هنراست

برتولت برشت می گوید :

به گرسنه ای که آخرین قرص نانت را
از تو می کند ، به چشم دشمن نگاه می کنی
اما هیچوقت خرخره دزدی را
که اصلا گرسنگی نکشیده نمی گیری .

شاید این را تجربه کرده باشید که گاهی به کمترین اشتباهات افراد با دید موشکافانه و دقیق نگاه میکنیم و یک وقت هایی هم بدترین وزشت ترین حرکات حتی خم بر ابروی ما نمی آورد .
شاید بد نباشد که از امشب سعی کنم شاخص های تجزیه اتفاقات اطراف را تغییر دهم . همین امشب می توان تصمیم گرفت که از زحمت هایی که گاهی رفاقت به ما می دهد و آنقدر هم بزرگ نیست چگونه بگذرم و در مقابل به حوادث بزرگتر با دقت نگاه کنم . درست مثل زندگی شهروندی که گاهی از یک سروصدای کودکانه عصبانی می شویم امامتوجه نمی شویم که چه صداهایی دارند ما را کر می کنند .....

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٧:٢٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٦
comment نظرات ()