لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

این خانه تعطیل است

این خانه برای همیشه لاک و مهر می شود ... 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

این خانه کلنگی است

بدون شرح ......

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٦:٤٧ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

دست نوشته ای برای تویی که دوستت می نامم

سلام

بعد از مدت ها بد نیست که وبلاگم را بروز کنم .. قدیم تر ها که هوای حوصله آفتابی تر بود گهگاهی برای دوستانم چند خطی می نوشتم ...رسم خوبی است دوستش دارم 

این بار هم شایسته دیدم برای دوستانم بنویسم :

 

برای نیلوفر  : 

سادگی هایت را دوست دارم 

همه سادگی هایی که مرا با تو پیوند داده است 

مثل دو دستی که در آغوش می کشند ...

 

برای زهرا که تازگی ها یک پسر دارد :

زنانگی و مادرانگی در تو

شکل تازه ای از بودن است

هربار زن ایرانی را فراموش می کنم

تنها ، روایت اسم تو کافی است !

 

برای ابراهیم :

تو صبور ، بی هیچ شائبه و هماره یکتایی

می ستایمت که هیچم دروغ نمیگویی 

و هیچم فریب نمیدهی 

 

برای میترا 

دختر تماشاخانه 

دختر خوب روزگاران کنج حیاط مدرسه

هنوز هم مشتاقم حافظم 

من از تو لبریز از خاطرات خوب می شوم

 

برای حمیدرضا :

کوچه های تجریش تا سر محمودیه 

تند تند در خنکای صبح

و روایت دخترکی که شب از یک بوسه مرد 

و دیواری که  با واترز بهتر بود یا گیلمور

 

برای بهار :

قرار ما 

حوصله ساعت را سر برده است

من میان مشغله گم شده ام 

پانزده سالی هست که

تو صبوری می کنی و رفاقت

 

برای یاشار :

کوک نیست 

این ساز زه زهی ما 

بیا دوباره در مسیر جمشیدیه 

باران را ملاقات کنیم 

تو از دیپ پرپل بگو و من از شبانه های بلک مورز

 

برای تو که همنام مادرم هستی فریبا ! :

چندان مهم نیست که دیوارها بلند

و میله ها سهمگینند

تا وقتی اندیشه ی تو 

قد می کشد به قامت سروی سبز

 

برای رفیق ترانه سرایم مهدی :

فرقی نمی کند 

که غم در بیغوله ی ما را نواخته است 

تا ترانه هست 

ما زنده می مانیم 

برای مهدیه :

میتوانی برایم 

سرود بخوانی 

یا باصدای بلند فریاد بزنی :

آزادی ات مبارک

 

برای هاله :

چشمهایت را دوست دارم 

اما نگاهت را دوست دار می دارم 

که لطافت بی چشمان تو معنا ندارد 

 

برای رفیق رامشگرم فرزاد :

دنیا بی خنیاگران 

حتما چیزی کم می آورد

و سحر انگشتان تو 

نوای زندگی را شنیدنی تر 

خواهد کرد .

 

و سر آخر برای تو که ش نامت  روزها را روشن تر می کند

با من مهربان تر از بارانی 

و شاید خودمانی تر از عشق

و تکرار را در من متوقف می کنی

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۸:٠۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

قتل های روزانه

کشتن یک آدم  فقط این نیست که شاه رگ حیاتی او را بزنی و یا اینکه با یک گلوله آرامش کنی ... گاهی کشتن یک آدم ساده تر از این حرف هاست ... کافی است وادارش کنی احساسش را گردن بزند ، قلبش را حلق آویز کند و از همه بدتر  به انزوایی تبعیدش کنی که در آن بجای یک بار روزی یک بار بمیرد ... کشتن یک  آدم  فقط این نیست که دستت را روی دهانش بگذاری و تا لحظه ی نفس بریدن ، برنداری ! کشتن یک آدم بعضی وقتها ، خیلی خیلی ساده تر است کافی است به او بفهمانی همه ی زندگی برایت مهم است جز او ... کافی است میان اشک و تنهایی رهایش کنی ، ظاهری منطقی بخود بگیری و بجای عشق به او خودخواهی نشان دهی ... کشتن یک آدم فقط این نیست که با ماشین از روی تن اش رد شوی حتی راحت تر از این ها هم می توان یک آدم را کشت ... رد شد و رفت و برگشت وبه عقب نگاه و با خود گفت میخواست سر راه من سبز نشود ...خلاصه ما راحت آدمها را می کشیم و راحت رد می شویم و از آن راحت تر در دادگاه درون خودمان تبرئه می شویم .........................

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٦:٢٩ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٠
comment نظرات ()

بازهم سفر

چند ماهی هست که وبلاگ را بروز نکردم ... واقعا حوصله نوشتن را ندارم اما خب چاره ای نیست ... باید نوشت 

سال جدید را با سفر شروع کردم ... بالی در اندونزی ، وینتیان  در لائوس و بین راه سری هم به بانکوک زدم ...

سفر به آسیای جنوب شرقی بزرگترین حسنی که دارد آرامش است ...

البته اینکه بی دردسر و فارغ از مسائل روادید به این کشورها سفر می کنی هم لطف بزرگی است ... امیدوارم شانس سفر به همین بیست و چند کشوری که بر ما آسان می گیرند را از دست ندهیم ....

بالی ، چهره ای از بهشت است ... آنچه که سنت و مدرنیته باهم بخوبی کنار می آیند و لائوس کشور عجیبی است ... حال و هوایش میخکوب کننده است ... پر از معابد رنگی و اصیل ... که هر کدام داستان خودش را دارد ...

بزودی باید آماده شوم برای یک سفر تازه ... فکر  می کنم سفر برای من جای خیلی از نداشته هایم را پر می کند ... 

اگر می خواهید تنهایی تان ، غنی باشد و از جنس چهاردیواری اتاقتان نباشد ... به سرزمین های ناشناخته در دور دست ها سفر کنید ....

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٠
comment نظرات ()
← صفحه بعد